جانا مرا چه سوزی چون بال و پّر ندارمخون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارمدر زاری و نزاری چون زیر چنگ زارمزاری مرا تمام ست چون زور و زر ندارمروزی گرم بخوانی از بس که شاد گردمگر ره بود بر آتش بیم خطر ندارمگر پرده های عالم در پیش چشم داریگر چشم دارم آخر چشم از تو بر ندارمنه نه تو شمع جانی پروانه ی توام منزان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارمعالم پر است از تو غایب منم ز غفلتتو حاضری ولیکن من آن نظر ندارمعطار در هوایت پر سوخت از غم توپروانه چون نمایم چون هیچ پر ندارمگر به تو افتدم نظرچهره به چهره رو بروشرح
برچسب:
نویسنده: نیکان جعفرینژاد